خرید بک لینک

فرق میان منتظر حقیقی و منتظر لفظی( در بحث انتظار ظهور منجی عالم بشریت )

منتظر داریم تا منتظر !!!!

تا آن جایی که من از مطالعات خود در این چند سال اخیر در رابطه با این موضوع که صفات منتظر حقیقی آن حضرت چیست ؟ داشتم به مواردی دست یافتم که یکی از آن ها را به زبان خود بازگو می کنم که به شرح ذیل است :

روزی مرد ( عالمی) که اهل حوالی عربستان بود با خودش خیلی کلنجار رفت که منتظران واقعی امام عصر (عج) چه صفاتی دارند؟ پی دستیابی به پاسخ سوال خویش چند روزی را سپری نمود تا این که به جواب جامع و کاملی برسد اما جوابی که او را قانع کند نیافت . پس از چند روزی پیغامی را به او دادند(واسطه ای ) که از جانب مبارک امام عصر (عج) بود و آن واسطه چنین عرض کرد که به فرمایش امام عصر (عج) در فلان روز و در فلان ساعت به بازار برو و در بازاز قسمت حجره ی قفل سازان وقتی تعدادی حجره را رد کردی مردی راخواهی دید که میان سال است ... و در حال کار است و از کثرت کار متوجه تو نخواهد شد و مشتریان زیادی دارد ...همان حوالی باش تا من بیایم!!! مرد با خود کمی درنگ کرد و متعجب شد... تا این که روز و زمان موعود فرا رسید و مرد به آن چه که شنیده بود عمل کرد و در مکان مقرر حضور یافت و چندی بعد به گفته ی خود فرد آقایی بلند قامت و با عبایی سبز وارد مغازه شد و نزدیک من آمد و نامم را برد و گفت چند لحظه دیگر خانمی می آید داخل حجره وقتی او آمد با دقت به گفت وگویشان گوش کن و سکوت کن. مرد گفت بلافاصله بعد از اتمام فرمایشات آن حضرت: خانمی وارد حجره شد و قفلی در دست داشت که ظاهرا کهنه و فرسوده به نظر می رسید و آن را به فروشنده داد وگفت این چند می ارزد مرد گفت من این را از شما به قیمت هشت سکه می خرم و اصلاحاتی روی آن انجام داده و آن را به یازده سکه خواهم فروخت. زن تعجب کرد و گفت : من از ابتدای بازار تا اینجا هر حجره داری که قفل می ساخت را دیدم و از او این قفل را قیمت کردم همه میان چهار سکه و پنج سکه قیمت می دادند ولی من محتاج شش سکه بودم !!!

زن از مرد تشکر کرد و قفل را داد و هشت سکه را گرفت.

***

در این میان امام عصر (عج) مرد عالم را مورد خطاب قرار داد و گفت: ((حتما نباید وقتی مشکلی دارید به ما متوسل شوید اگر اعمال نیک شما از صمیم قلب و با خلوص نیت و رضایت خدا باشد ما به ملاقات شما خواهیم آمد. ))

***

تفکری پیرامون این ماجرا

حال بیاییم از خود چنین بپرسیم : (( تا چه اندازه کوشیده ایم تا اعمال ما مورد رضایت خدا و امام عصر (عج) قرار گیرد ؟

خدایی که به ما این همه نعمت های گرانقدر داده گوش برای شنیدن، زبان برای ایجاد ارتباط و...

آیا از این نعمت ها به درستی استفاده می کنیم ؟؟؟

چرا برای لحظه ای شاد دل دیگری را می شکنیم ...چرا برای لحظه ای خندیدن، به هم می خندیم ... چه خوش گفتند از قدیم : که بیایید با هم بخندیم نه به هم.

یا غیبت یکدیگر را می کنیم ؟چرا؟چرا؟ و هزاران چرای دیگر در مورد بعضی از رفتار های ناپسند ... همین چند روز پیش بود که یکی از علما در سخنرانی خویش چنین مگفت: ((حتما نباید با نماز خواندن، نیایش خواندن از خدا شاکر نعمت هایی که به ما داده باشیم بلکه با استفاده ی درست -غیبت نکردن- نشنیدن هر سخنی که به ما مربوط نیست و نگاه نکردن به مواردی که به ما ربطی ندارد. ))

***

همین چند روز پیش بود که وقتی برای شرکت کلاسی از خانه به بیرون می رفتم جمعی از بچه های محل را دیدم که داشتند به موزیک و فیلم غیر اخلاقی نگاه می کردند به آن ها گفتم این چه چیزی است که نگاه می کنید گناه است... یکی از بچه ها گفت: من همین چند ماه پیش (محرم) با یکی دیگر از بچه ها رفته بودیم سینه زنی تا دیر وقت هم طول کشید . ( ما هم جزء عزادران امام حسین هستیم.)

***

من کمی درنگ کرده ومتعجب ماندم!!!

مگر فقط باید در محرم و صفر به یاد این باشیم که امامی داشتیم و در کربلا شهید شد .

***

اما این مطلب را چگونه باید گفت نمی دانم...

پس چیزی نگفتم چون می دانستم که مورد تمسخر واقع می شوم...

کیست که آگاهی دهد زین شب سیاه نوری نشان دهد ؟

***

جای دوری نمی روم ، همین دیروز بود که با یکی از دوستان - که آرزو می کنم که چنین دوستی نداشتم – بعد از تعطیل شدن مدرسه به مغازه ای رفتیم تا من او را بستنی مهمانش کنم . او اول به من چند چیز را نشان داد و گفت: بیا این ها را بلند کنیم ( بدون اجازه برداریم ) ،من در ابتدا فکر کردم مزاح می فرمایند ...( سر فروشنده کمی شلوغ بود ) تا این که یکی از مشتریان رفت و نوبت ما که رسید من از فروشنده در خواست دو بستنی کیم کردم در این موقع که فروشنده رفت تا درخواست مرا عملی کند صدای خش خش پلاستیکی از پشت توجهم را جلب کرد وبرگشتم و دوستم را دیدم – احساس کردم که او چیزی را برداشته – به او با صدای آرام گفتم چیزی برداشتی؟ دو دستش را جلو آورد و گفت نه . در این هنگام فروشنده که خانمی بود آمد و بستنی ها را داد ومن به او پولش را هم دادم.

***

از مغازه بیرون آمدیم و چند قدمی که رفتیم او از جیبش یک بسته کوچک پسته درآورد و شروع کرد به باز کردن و به من هم تعارف کرد من که داشتم از تعجب شاخ در می آوردم به او گفتم چرا برداشتی ؟

او چند تا فش و بد و بیراه به فروشنده داد و گفت حواس فروشنده پرت بود من هم از فرصت استفاده کردم و کش رفتم ... می گفت و می خندید . من فوق العاده متعجب شدم ، او که در مد رسه این قدر فعال است و اذان می گوید و خودم همین چند وقت پیش توی نمازخانه موقعی که آقای رسولی نژاد داشت اسم افرادی که در مسابقه ی شهرستانی مقام آورده بودند می خواند ، اسم او را دوبار خواند و دو سری مقام آورده بود،

من هم به نحوی او را متوجه اشتباهش کردم و به او گفتم این کار تو دزدی محسوب می شود گفت: خب فردا می روم پولش را می دهم

گفتم : ولی او که راضی نیست تو از مغازه اش بدون اجازه جنسی برداشتی او در پاسخ گفت : بلاخره اون جنس رو گذاشته تا بفروشه، من هم فردا پولش را به او می دهم.

***

عجب دنیای عجیبی... مثل همین اتفاق قبلا هم توسط یکی دیگر از دوستانم برایم اتفاق افتاده بود... نه این طور در بعضی موارد با هم مشابه بودند ...

***

همین امسال در کتاب دینی خواندیم که

امام خمینی (ره) فرمودند )) : عالم محضر خدا است،در محضر خدا نباید معصیت کرد. ))

اگر در فکر خود برای انجام هر کاری چنین نیندیشیم که آیا خدا ، امام زمان این کار را می پسندند یا نه لااقل شاید کمتر گناه کنیم.

***

*از صفات منتظران حقیقی امام زمان (عج) می توان به نکات زیر اشاره کرد:

( رجوع شود به پاورقی ):

1- پرهيزكارى و خوش اخلاقى

امام صادق(عليه السلام) فرموده اند: «مَنْ سَرَّ اَنْ يَكوُنَ مِنْ اَصْحابِ الْقائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلَ بِالْوَرَعِ وَ مَحاسِنَ الاْخْلاقِ وَ هُوَ مُنْتَظَرِ»؛ هر که دوست دارد از ياوران قائم(عليه السلام) باشد، بايد انتظار بكشد و بر اساس پرهيزكارى و نيكويى اخلاق رفتار نمايد، در حالى كه چشم انتظار ظهور است. / بحارالانوار، ج52، ص140، ح50/

2- اطاعت پذيرى

امام صادق(عليه السلام) فرموده اند : « طُوبى لِشَيَعْةِ قائِمَنا الْمُنْتَظِرينَ لِظُهورِهِ فى غَيْبَتِهِ، وَ الْمُطيعينَ لَهُ فى ظُهُورِه» ؛ خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در زمان غيبتش در انتظار او به سر مى برند و در دوران ظهورش مطيع او هستند. / بحارالانوار، ج52، ص150، ح76/

3- دوستى با دوستان و دشمنى با دشمنان

پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرموده اند: « طُوبى لِمَنْ اَدْرَكَ قائِمَ اَهْلَ بَيْتى وَ هُوَ يَاْتَمُّ بِهِ فى غَيْبَتِهِ قَبْلَ قِيامِهِ وَلْيَتَوَلّى اَوْلِيائَهُ وَ يُعادَىَ اَعْدائَه»؛ خوشا به حال آنان كه قائم خاندان مرا درك كرده و در زمان غيبت و قبل از قيامش به او تأسّى مى جويند. دوستانش را دوست مى دارند و با دشمنانش دشمن هستند. / بحار، ج51، ص72/

نتیجه گیری:

اگر در فکر خود برای انجام هر کاری چنین نیندیشیم که آیا خدا ، امام زمان این کار را می پسندند یا نه لااقل شاید کمتر گناه کنیم.

پایان

برچسب: نویسنده: المهدی-جمکران تاريخ: چهارشنبه 22 ارديبهشت 1389 ساعت: 17:40

این مطلب برگرفته شده از مقاله ای که قبلا خودم نوشته بودم که بعدا آن را به طور کامل و جامع تری به اطلاع شما می رسانم.

برخی از صفات منتظران حضرت مهدی روحی فداه

1- پرهيزكارى و خوش اخلاقى

امام صادق(عليه السلام) فرموده اند: «مَنْ سَرَّ اَنْ يَكوُنَ مِنْ اَصْحابِ الْقائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلَ بِالْوَرَعِ وَ مَحاسِنَ الاْخْلاقِ وَ هُوَ مُنْتَظَرِ»؛ هر که دوست دارد از ياوران قائم(عليه السلام) باشد، بايد انتظار بكشد و بر اساس پرهيزكارى و نيكويى اخلاق رفتار نمايد، در حالى كه چشم انتظار ظهور است. / بحارالانوار، ج52، ص140، ح50/

2- اطاعت پذيرى

امام صادق(عليه السلام) فرموده اند : « طُوبى لِشَيَعْةِ قائِمَنا الْمُنْتَظِرينَ لِظُهورِهِ فى غَيْبَتِهِ، وَ الْمُطيعينَ لَهُ فى ظُهُورِه» ؛ خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در زمان غيبتش در انتظار او به سر مى برند و در دوران ظهورش مطيع او هستند. / بحارالانوار، ج52، ص150، ح76/

3- دوستى با دوستان و دشمنى با دشمنان

پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرموده اند: « طُوبى لِمَنْ اَدْرَكَ قائِمَ اَهْلَ بَيْتى وَ هُوَ يَاْتَمُّ بِهِ فى غَيْبَتِهِ قَبْلَ قِيامِهِ وَلْيَتَوَلّى اَوْلِيائَهُ وَ يُعادَىَ اَعْدائَه»؛ خوشا به حال آنان كه قائم خاندان مرا درك كرده و در زمان غيبت و قبل از قيامش به او تأسّى مى جويند. دوستانش را دوست مى دارند و با دشمنانش دشمن هستند. / بحار، ج51، ص72/

برچسب: نویسنده: المهدی-جمکران تاريخ: شنبه 18 ارديبهشت 1389 ساعت: 19:9

سلام لطفا نظر دهید .ممنونم

برچسب: نویسنده: المهدی-جمکران تاريخ: جمعه 17 ارديبهشت 1389 ساعت: 13:15

توصيف دجّال به زبان نمادين

همان گونه که پيش از اين گفتيم در ميان مهدى پژوهان، محققى که بيش از ديگران بر رمزى بودن زبان احاديث در قضيه ى دجّال تأکيد داشته و مفصّل تر بدان پرداخته است، علامه سيد محمد صدر در جلد سوم موسوعة الامام المهدى است که در اينجا خلاصه ى سخنان ايشان را نقل مى کنيم.

مفهوم دجّال، سمبل پيچيده ترين و خطرناک ترين دشمن اسلام و خداست و اين در واقع، توصيف تمدّن و جهان بينى ماترياليستى غرب است؛ زيرا تاريخ اديان تاکنون چنين دشمنى به خود نديده است. در احاديث دجّال آمده است: (از زمان خلق آدم تا روز قيامت، امرى خطيرتر از دجّال وجود ندارد)، و استفاده از کلمه (أمر) خود بيانگر اين حقيقت است که دجّال يک شخص معيّن نبوده، بلکه يک جريان فرهنگى - اقتصادى - سياسى ضد توحيدى و ضد دينى است.

در روايات باب وارد شده است: (از ترفندهاى دجّال اين است که به آسمان دستور مى دهد که ببارد و در پى آن، آسمان خواهد باريد و به زمين امر مى کند برويان و به دنبال آن، زمين رستن آغاز خواهد کرد)، و اين چيزى است که تمدّن غربى بر اساس پيشرفت هاى خيره کننده در عرصه ى فن آورى صنعتى و پيشرفت در زمينه هاى فيزيک فضايى و بيوشيمى و ده ها شاخه ى ديگر علمى و با سيطره ى همه جانبه بر منابع طبيعى، بدان دست يافته است.

بديهى است که اين شعبده ها و تردستى هايى که از آستين تمدن مادى غرب بيرون مى آيد، تا چه حدّ اذهان سطحى نگر و ساده انديش را مسحور و مرعوب خود مى سازد.

در اخبار دجّال آمده است: (از شگردها و شيوه هاى اوست که اگر بر محلّه اى عبور کند و مورد تکذيب و روى گرداندن اهل آن واقع شود، کسى از آنان زنده نخواهد ماند و اگر بر محلّه اى بگذرد و مورد استقبال و تصديق اهل آن قرار گيرد، آسمان را گويد که بر آنان ببار و زمين را امر کند که بر ايشان برويان تا آنجا که زان پس، دام هاى ايشان در نهايت فربهى و شيرآورى و... خواهند شد).

و اين، پديده اى است که ما امروزه در صحنه ى بين الملل و روابط به اصطلاح شمال - جنوب به خوبى شاهد آن هستيم؛ هر جامعه اى که خود را در آغوش غرب استکبارى انداخته و حلقه ى سرسپرده گى آنان را در گوش کند، از نظر اقتصادى و رفاهى مورد توجه غرب قرار مى گيرد و هر کشورى که بخواهد در مقابل ارزش هاى غربى (مانند: قرائت غربى حقوق بشر) يا سياست هاى غربى بايستد، بايکوت و تحريم همه جانبه مى شود.

در باره ى دجّال در جوامع روايى مى خوانيم: (دجّال با رساترين فرياد خود که همه ى عالميان بشنوند بانگ مى زند: به سويم بشتابيد اى هواداران من! منم آن کس که (خَلَق فَسوّى) و منم آن که (قدّر فهدى) آرى! (أنا ربکم الأعلى). همه ى اين اوصاف در مورد تمدن غربى صادق است. غرب مادّى و متافيزيک ستيز از طريق امپراطورى اهريمنى و جهانى رسانه ها و شبکه هاى عظيم صوتى - تصويرى - مطبوعاتى با ترويج اخلاق، حقوق، ارزش ها و هنر مادّى، ولايت خود بر شئون انسان را فرياد مى کند و با حرکت خزنده ى فراگير خويش، آدمى را در چنبره و قبضه ى خويش گرفته و از عالم علوى جدا ساخته است.

وسايل ارتباط جمعى، بلندگوى تبليغ ارزش ها و هنجارهاى مادّى اند و قوانين دست ساز بشر غربى با هزار نوع تدليس و آرايش و چاشنى به هاضمه ى فکر جامعه جهانى خورانده مى شود و به اين شکل، تمدن مادى و فرهنگ دين ستيز غربى، ولايت و سرپرستى خود را بر معاش و معاد انسان و سعادت و رستگارى وى اعلام مى دارد و ولايت هر منبع غيبى و متافيزيکى را نفى مى کند که در واقع اين جز کوس خدايى زدن و ادعاى ربوبيت کردن، نيست.

از احوال غريب دجّال است که به همراه او آب و آتشى ديده مى شود که آن آب در حقيقت آتش و آن آتش در واقع آب است، بنا بر اين هر کس اين دو را مشاهده کرد، بايد در آن آتش در آيد که همانا آبى است بس زلال.

چه کسى است که نداند آب گواراى لذت هاى دنيوى و مشتهيات حيوانى و تکاثر ثروت و رفاه مادى که غرب ماده باور و ماده پرست به کام انسان عطشناک مى ريزد، چيزى جز آتش سعادت سوز و شرافت سوز نيست، و نيز کيست که نداند آنچه که غربِ از آسمان بريده و زمين گير شده! زشت و ضد ارزش معرفى کند، در حقيقت جز آب حيات رستگارى نيست.

دجّال در تراث روايى ما، يک چشم معرفى شده است و گفته شده که چشم ديگر او کور است و قطعا اين وصف، زيبنده ى تفکر و تمدن ماده زده ى غربى مى باشد؛ چه آن که غرب از دو بخش عالم و هستى آدمى يعنى ماده و معنا و به عبارت ديگر جسم و روح، تنها ماده و ماديات و جسم و جسمانيات را مى بيند و اساسا توانايى مشاهده ى معنا و معنويت و روح و روحانيت را ندارد و اين يعنى او از يک چشم محروم است و يکى از دو سمت و سوى جغرافياى هستى را نديده و هرگز درک نکرده است.

سرانجام در احاديث مى خوانيم که (هيچ جايى از زمين باقى نمى ماند مگر آن که دجّال در آن گام مى نهد و حضور خود را اعلام مى کند به جز مکه و مدينه؛ زيرا فرشته اى با شمشيرى بر فراز اين دو ناحيه ى مقدسه ايستاده و از ورود دجّال به آن ها جلوگيرى مى کند).

از زمانى که استعمار قديم در لباس استعمار نوين، تجديد حيات کرد و با استعمار فکرى -فرهنگى و استکبارى اقتصادى، اختاپوس وار با بازوهاى پليد خود به اطراف و اکناف چنگ اندازى کرده، هيچ قسمتى از کره ى خاکى از لوث وجود او بر کنار نمانده و همه کشورهاى جهان سايه ى شوم او را بر سر خود حس کرده اند. همه ى فرهنگ ها مقهور ارزش ها و هنجارهاى غربى قرار گرفته است مگر ايدئولوژى مترقى و حيات بخش اسلام ناب که در حديث فوق با زبان سمبليک، حرم الهى مکه و حرم نبوى مدينه - سراى توحيد و نبوت- نماد آن قلمداد شده است و اين به آن معناست که تفکر اِلحادى، نوين غرب هرگز اسلام اصيل را مقهور نخواهد ساخت که (الاسلام يعلو و لا يُعلى عليه).

برچسب: نویسنده: المهدی-جمکران تاريخ: چهارشنبه 15 ارديبهشت 1389 ساعت: 17:12

برچسب: نویسنده: المهدی-جمکران تاريخ: چهارشنبه 8 ارديبهشت 1389 ساعت: 18:55

صفحه بندی